محمد حسن خان اعتماد السلطنه

931

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

سپاهى از دياربكر و كفه و مرعش و آبلستان و اناطولى و قرامان جمع كرده به كمك حاكم وان رفت خليل پاشا بيگلربيگى ارزن الرّوم نيز به او پيوست و با پنجاه هزار نفر حركت كردند ، شاه صفى مطلّع شده طهماسبقلى خان قاجار بيگلربيگى ايروان و اغورلو خان ايشيك آقاسىباشى و كلبعلى خان افشار حاكم ارومى را با جمعى به امداد سپهسالار فرستاد اما قبل از وصول ايشان به وان عساكر عثمانى بدين محلّ رسيده و لشكر قزلباش دست از محاصره كشيده منتظر كمك بودند ولى از آنجا كه عساكر عثمانى اظهار جلادتى فوق العاده مىكردند لشكر قزلباش پيش از آنكه به كمكى مستظهر شوند به مقاتله پرداختند و يكروز تا شام جنگ كردند روز ديگر چون بسيارى از لشكر عثمانى كشته شده بود لابد به پناه قلعه رفته بودند سپاه قزلباش به خيال تسخير قلعه افتادند عثمانيها چون شنيدند دسته قشونى به امداد عساكر قزلباش مىآيد از وان نيز بيرون آمده برفتند ، سپهسالار به محاصره و تسخير قلعهء قطور كه متعلّق به اكراد محمودى بود پرداخت و يكصد و پنجاه خانوار سكنهء آن قلعه را كوچانيده و چون زمستان دررسيد از حدود دياربكر و خلاط به خدمت شاه صفى بازگشت . در بعضى از تواريخ فرنگ مىنويسند در يازدهم ماه ربيع الآخر اين سال جنگ ما بين دولتين ايران و عثمانى درگرفت محمّد پاشاى صدراعظم عثمانى به سركردگى منصوب و به طرف وان حركت كرد و خود سلطان مراد خان نيز به طرف بروسه نهضت نمود امّا در اين هنگام بعضى اختلالات در شهر اسلامبول پديدار شده و علماى دينيّه بر ضدّ سلطان برخى حكمها كردند چون اين خبر مسموع سلطان گرديد عاجلا به اسلامبول معاودت نمود و پاىتخت خود را منظّم ساخت و به دفع بىانتظاميهاى ديگر كه در شامات صورت ظهور بهمرسانيده بود پرداخت . انتهى . هم در اين سال طهماسب قليخان قوينلو با ابراهيم پاشا حاكم قارص جنگ كرده بر او غالب آمد و سياوش بيگ گرجى غلام خاصّهء شاه صفى منصب قوللر آقاسىباشى و لقب خانى يافت ، و بيگلر خان حاكم ايكرمىدرت درگذشته برادرش ابراهيم خان به جاى او برقرار شد ، و خلف بيگ سردار خراسان با طايفهء اوزبك جنگ كرده قلعهء شهرك را متصرّف گرديد و چون عبد العزيز خان اوزبك چهار هزار سوار به تاخت خراسان فرستاده بود شاه صفى عازم خراسان گشت . هم